بی خطر مسابقه کلن هوفنهایم بوندس لیگا آلمان

بی خطر: مسابقه کلن هوفنهایم بوندس لیگا آلمان

گت بلاگز اخبار اجتماعی گفتگو با پیرمرد‌ فال‌فروشی که هوادار روحانی است

در روزهای داغ فضای تبلیغات انتخاباتی، تصویر و فیلم پیرمرد فا‌ل‌فروشی که فال‌هایش را جهت حمایت از حسن روحانی بین مردم پخش می‌کرد، دست به دست می‌شد. پیرمرد قد خمی

گفتگو با پیرمرد‌ فال‌فروشی که هوادار روحانی است

گفتگو با پیرمرد فال فروشی که هوادار روحانی است

عبارات مهم : تصویر

در روزهای داغ فضای تبلیغات انتخاباتی، تصویر و فیلم پیرمرد فا ل فروشی که فال هایش را جهت حمایت از حسن روحانی بین مردم پخش می کرد، دست به دست می شد. پیرمرد قد خمیده، همه دارایی اش فال هایی است که امانی می فروشد و از سود فروش آن ها، خرج خوراک خود را درمی آورد. در روزهای آخر تبلیغات تصمیم می گیرد همه دار و ندارش را جهت دیدن خنده مردم خرج کند…

به گزارش قانون؛ که منشتر شدن فیلم و تصویر های این پیرمرد از طریق کانال این روزنامه در خبر رسان تلگرام و توئیتر، موجی مجازی جهت پیدا کردن این فرد صورت گرفت. تلاش این بود که بدانیم چه چیز باعث شد تا او همه دارایی اش را جهت حمایت از حسن روحانی بدهد. تلاش ها نتیجه داد و خبر های ارسالی به روزنامه به یک آدرس کلی ختم شد: میدان ولیعصر تهران.

گفتگو با پیرمرد‌ فال‌فروشی که هوادار روحانی است

ساعت ١٢ ظهر – شروع جست وجو

در میان شلوغی های میدان ولیعصر، پیدا کردن فردی بدون هیچ نشانه و فقط با یک تصویر کار دشواریست! جست وجوها شروع شد. از چند مغازه دار راجع به او پرسیدم. با دیدن عکس، او را شناختند. «عمو مرتضی» صدایش می کردند. می گفتند پیر مرد محترمی است که چند سال در این منطقه فال می فروشد و جای ثابتی ندارد.

ساعت١٣ – دیدار در گوشه میدان

در روزهای داغ فضای تبلیغات انتخاباتی، تصویر و فیلم پیرمرد فا‌ل‌فروشی که فال‌هایش را جهت حمایت از حسن روحانی بین مردم پخش می‌کرد، دست به دست می‌شد. پیرمرد قد خمی

جست و جوها جهت پیدا کردن پیرمرد فال فروش ادامه پیدا کرد و عالی ترین راه، جویا شدن آدرسش از کسبه میدان ولیعصر بود. بعد از یک ساعت او را در ضلع شمال غربی میدان ولیعصر پیدا کردم. چند بار از جایی که او ایستاده بود، رد شده است بودم ولی انگار در گردش دور هم بودیم.درکنار چند دستفروش دیگر نشسته بود تا کمی استراحت کند.

برای باز شدن فضای گفت و گو یک فال از او خریدم و از او خواستم برایم تفسیرش کند. بعد از کمی شوخی از او پرسیدم: می دانی این روزها خیلی معروف شدی؟!

نگاهش را سمت یک نفر از دستفروش های شاهد گفت وگو برد و به او گفت: بفرمایید. گفتم مردم من را می شناسند و شما باور نمی کنید!

گفتگو با پیرمرد‌ فال‌فروشی که هوادار روحانی است

به او گفتم من آمده ام تا با شما صحبت کنم و ببینم آیا این قدر معروف شدی؟!

موافقت کرد تا چند دقیقه ای با یکدیگر به گفت و گو بپردازیم.

در روزهای داغ فضای تبلیغات انتخاباتی، تصویر و فیلم پیرمرد فا‌ل‌فروشی که فال‌هایش را جهت حمایت از حسن روحانی بین مردم پخش می‌کرد، دست به دست می‌شد. پیرمرد قد خمی

پیرمرد فال فروش کیست؟

«مرتضی کافی» ٧٢ ساله، اهل پایتخت کشور عزیزمان ایران است که چند سالی است جهت گذران زندگی در میدان ولیعصر تهران، فال می فروشد. «عمو مرتضی» پیش از این با اجاره تاکسی از صاحبان ماشین مسافرکشی می کرده و بعد از درد و ورم در ناحیه زانوی پای راست، دیگر قادر به رانندگی نبوده و حالا با فروش فال به گذران زندگی می پردازد.

گفت وگوی خودمانی را با او در ادامه می خوانید:

گفتگو با پیرمرد‌ فال‌فروشی که هوادار روحانی است

عمو مرتضی! درآمدت از همین فروش فال می گذرد؟

نه! رییس مرکز تجارت جهانی انگلیسم! (می خندد) خب فال فروشم دیگه. زندگی از همین می چرخه!

چه شد که تصمیم گرفتی فال هایت را رایگان به مردم بدهی؟!

خوشم اومد از آقای روحانی.عکسشو می بینم بهم انرژی میده. بقیه تو عکسا قیافه شون خیلی جدی بود. ولی روحانی یه لبخندی به لب داشت که خدا شاهده به دلم نشست. دیدم که پای راه رفتن ندارم. کاری هم از دستم بر نمیاد. تنها کاری که از دستم بر میومد، این بود که همین فال هامو بدم به مردم. به خدا اگه پول داشتم، کل ولیعصر رو شیرینی می دادم. نداشتم. داراییم همه اش همون فال ها بود.

پول فال هایت چه شد پس؟

فدای یک تار موی آقای روحانی. مهم این بود مردم شاد باشن.اگه اون یه نفر رییس جمهور می شد، مشخص نبود مردم بتونن بخندن.

مردم چگونه از تو استقبال کردند؟

معرکه ای بود جهت خودش. فال هارو گرفتم اوج و شروع کردم به شعار دادن. می گفتم روحانی پیروز است و دشمناش نابودن. یک جمعیتی زیادی داشتن فیلم و تصویر می گرفتن.

دستفروش: طرفدارای رئیسی با گوجه سبز می زدندش.

واقعا؟

آره خدا وکیل. رد می شدن و به من می گفتن سید اولاد پیغمبر رو تنها گذاشتی و بعد با گوجه سبز می زدنم.

شما چه جوابی بهشون دادی؟

من هیچ کار نکردم. دیدم می زنن فهمیدم کارم درسته. زیاد شعار دادم. فال می دادم به مردم و شعار می دادم. خودم شاد شده است بودم، مردم هم می خندیدن.

برای آقای روحانی هم فال گرفتی؟

آره یه فال گرفتم خیلی خوب اومد. از همونجا فهمیدم با توکل به خدا پیروزه.

عمو مرتضی! تصویر های خودت رو هم دیدی؟

عالی اند. عالی ترین تصویر های دنیاست. خیلی ها اومدن پیشم. یه عده می گفتن از طرف آقای روحانی هستن و می خوان من رو ببرن پیشش. از هیچ کدوم شون خبری نشد. تو هم اگه نمی تونی منو ببری پیش روحانی، بهم امید نده. اینجوری چشمم به خیابون خشک می شه که بالاخره کی میان منو ببرن آقای روحانی رو ببینم.

دلت می خواد آقای روحانی رو ببینی؟

من نه خونه ای دارم و نه خونواده ای و نه سنم می خوره که چیزی بخوام ازش. دوستش دارم. دلم می خواد ببینمش و یه تصویر باهاش بگیرم و بچسبونم به لباسم و بعدش راضی ام که بمیرم. آخه اینا (اشاره به دستفروش ها) منو اذیت می کنن که روحانی وقت نداره تورو ببینه.

دستفروش: دیدن روحانی رؤیاست. نشدنیه. این پیرمرد رؤیاپردازی می کنه.

عمو مرتضی: می بینی؟ از بس که افراد الکی اومدن و گفتن می بریمت پیش روحانی، اینا اذیتم می کنن.می گن رویاست (بغض می کند) ولی هرکه طاووس خواهد، جور هندوستان کشد. من ادامه می دهم.

گفتی خونه نداری؟ کجا زندگی می کنی؟

تو همین خیابونا. اگه پول داشته باشم، زندگیم رو شاهانه می کنم میرم مسافرخونه یه کم به خودم برسم. پول نداشته باشم هم، زیر آسمون خدا روی نیمکت می خوابم.

بیشتر جهت خواب کجا میری؟

مسافرخونه میدون راه آهن. پول نداشته باشم هم، جلوی راه آهن روی همون نیمکت ها می خوابم.

رای هم دادی؟

نه.

چرا؟

شناسنامه ام رو دزدیدن پول نداشتم برم دوباره بگیرم. رای ندادم ولی کلی رای جهت آقای روحانی گرفتم. هرکس می اومد فال بخره می گفتم اگه به روحانی رای میدی، فال ها رو مجانی ببر.

جواب مشتری ها چی بود؟

خیلی ها هنگامی که این رو می شنیدن، دستشون رو می آوردن اوج (علامت پیروزی را نشان می دهد) و خوشحال می رفتن. بعضیا زیاد فال می خریدن.

از آقای روحانی چی می خواهی؟

من سنم از آرزو گذشته. هیچی هم نمی خوام. خدا شاهده جهت دلم و شاد شدن مردم این کار رو کردم. فقط دلم می خواد آقای روحانی رو از نزدیک ببینم و یه تصویر باهاش بگیرم بزارم رو قلبم.

فکر می کنی امکانش است آقای روحانی رو ببینی؟

خدا کنه حرف این ها (اشاره به دستفروش) که میگن روحانی وقت نمی کنه ما رو ببینه،دروغ باشه. همینجا می شینم تا یه روز بتونم ایشون رو ببینم.

عمو مرتضی ها را از یاد نبریم

روایت علاقه «عمو مرتضی» مانند داستان «میرزا آقا» پیرمرد میوه فروش اردبیلی، کبری رحمتی، پیرزن فومنی یا پیرمرد سالخورده کُرد هست. عمو مرتضی ها از کف جامعه آمده اند.دولت باید قدر او و امثال او را بداند. در حالی که یک کاندیدا با درصد بندی ایرانیان میان فقیر و غنی دیوار کشی کرد و کاندیدای دیگری با شعار حمایت از محرومان به صحنه انتخابات وارد شد، این افراد روحانی را گزینش کردند و این کار را جهت دولت سخت تر از قبل می کند. حمایت این افراد نشانه بارزی جهت دروغ بودن مرز بندی ها و درصد سازی ها بین مردم هست. دولت باید قدردان عمو مرتضی ها و میرزا آقا باشد و این سرمایه اجتماعی را جهت خود حفظ کند و به خواسته های ارزش پیگیری کند. کاش آقای روحانی در لابه لای برنامه هایش دیداری هم با عمو مرتضیِ فال فروش می کرد تا آرزو به دل نماند.

واژه های کلیدی: تصویر | زندگی | پیرمرد | حسن روحانی | اخبار اجتماعی

نویسنده : getblogs