بی خطر مسابقه کلن هوفنهایم بوندس لیگا آلمان

بی خطر: مسابقه کلن هوفنهایم بوندس لیگا آلمان

گت بلاگز اخبار حوادث خمار بودم چیزی نفهمیدم! / قاتل جوان 20 ساله

مرد 48 ساله کراکی که رفیق 20 ساله اش را در پاتوق معتادان به قتل رسانده بود بعد از 50 روز تلاش کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی که با صدور دستورات خا

قاتل جوان 20 ساله:خمار بودم چیزی نفهمیدم!

عبارات مهم : اداره

مرد 48 ساله کراکی که رفیق 20 ساله اش را در پاتوق معتادان به قتل رسانده بود بعد از 50 روز تلاش کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی که با صدور دستورات خاص قضایی همراه بود، در چنگ قانون گرفتار شد و راز این جنایت هولناک را در حالی فاش کرد که با داستان سرایی های ساختگی اش، در محل، معتادی را عامل این قتل هولناک معرفی کرده بود.

به گزارش خراسان ؛ بررسی های مقدماتی حاکی از آن بود که ساختمان دو طبقه ای که مرد 42 ساله معروف به احمد در آن به قتل رسیده هست، پاتوق معتادان بوده و دوستان یا اطرافیان احمد جهت مصرف مواد مخدر به آن جا تردد داشته اند. ولی دقایقی بعد از آن که صاحبخانه با ضربه چاقو نقش زمین شده است هست، زن و مرد میان سالی نیز از داخل ساختمان به مکان نامعلومی گریخته اند. این درحالی بود که در محل وقوع جنایت، خبری دهان به دهان می پیچید که «شوکت» (زن فراری از محل) را متهم به قتل احمد جلوه می داد آیا که مدتی قبل پسر شوکت با احمد درگیر شده است و او را با ضربه چاقو مجروح کرده بود.

با آن که سرنخ همه تحقیقات میدانی و بیانات اهالی به «شوکت» می رسید ولی ذهن مقام قضایی درگیر ماجرایی دیگر بود به طوری که نقش «شوکت» در این نزاع مرگبار بسیار کم رنگ جلوه می کرد. به همین خاطر قاضی «میرزایی» ، خط به خط بیانات اهالی و شاهدان را زیر ذره بین قضاوت گذاشت و به بررسی دقیق عنوان پرداخت. بنابر گزارش خراسان، این گونه بود که ناگهان کارآگاهان اداره جنایی دستوری را از سوی قاضی شعبه 211 دادسرای عمومی و انقلاب مشهد دریافت کردند که حکایت از شناسایی مخفیگاه و دستگیری فردی به نام حسن معروف به «شیشه بر» داشت. این فرد همان مرد فراری بود که ساعتی بعد از وقوع قتل نیز به محل بازگشته و ماجرای ساختگی ارتکاب قتل به وسیله شوکت را بر سر زبان ها انداخته بود.

خمار بودم چیزی نفهمیدم! / قاتل جوان 20 ساله

قاضی میرزایی که انگشت روی این اقدام مرد «شیشه بر» در تحقیقات غیرمحسوس گذاشته بود، از کارآگاهان خواست تا این مرد فراری را دستگیر کنند.

حدود 50 روز از ماجرای این قتل می گذشت که کارآگاهان با ردیابی های اطلاعاتی و صدور دستورات خاص از سوی مقام قضایی موفق شدند، مرد 48 ساله را که به طور پنهانی به محل سکونتش بازگشته بود، در یک عملیات هماهنگ و غافلگیرانه دستگیر کنند. این مرد هنگامی که در اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی، برابر اسناد و مدارک انکارناپذیر قرار داده شد در یک لحظه با چشمانی اشکبار لب به اعتراف گشود و گفت: آن روز آن قدر خمار بودم که چیزی نفهمیدم! «شیشه بر» 48 ساله در تشریح ماجرای جنایت هولناک خود گفت: عصر روز اتفاق به شدت خمار بودم ولی پولی هم جهت تامین مواد مخدر نداشتم این بود که به منزل دوست 20 ساله ام رفتم، آن جا پاتوق معتادان بود و اطمینان داشتم مواد جهت مصرف گیر می آورم. هنگامی که به طبقه دوم ساختمان رفتم، احمد با چاقوی دست ساز کوچکی که داشت مشغول تراشیدن لای دندانش بود. شوکت هم که از مدتی قبل در منزل احمد حضور داشت و گاهی شب ها را نیز آن جا سپری می کرد، دراز کشیده بود طوری که احتمالا خواب بود.

مرد 48 ساله کراکی که رفیق 20 ساله اش را در پاتوق معتادان به قتل رسانده بود بعد از 50 روز تلاش کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی که با صدور دستورات خا

در این هنگام به احمد گفتم کمی کراک به من بده! حالم اصلا خوب نیست! ولی شوکت با شنیدن این خواسته من، بیدار شد و از احمد خواست تا موادی به من ندهد! به همین علت احمد ابزار «شیشه بری» را که همراهم بود، به عنوان گرو برداشت ولی به او التماس کردم که این ها ابزار کارم هستند و من نمی توانم بدون این ابزار زندگی ام را تامین کنم! همین مشاجره های لفظی ناگهان به درگیری بین ما انجامید، در این گیر و دار من که از شدت خماری حال خودم را نمی فهمیدم با احمد درگیر شدم درحالی که او هنوز با همان چاقو مشغول دندانش بود ولی نمی دانم چگونه در اثنای درگیری فیزیکی، همان چاقو به سینه احمد فرو رفت و خون از آن بیرون زد. او که دیگر خیلی ناراحت و عصبانی شده است بود، شیلنگی را که آن جا بود، برداشت و ضرباتی به من زد. هنگامی که شیلنگ را از دست او خارج کردم به طبقه پایین رفت و برابر منزل مادرش روی زمین افتاد.

این درحالی بود که شوکت نیز بعد از چاقو خوردن احمد، وارد درگیری شد و موهای مرا می کشید. در نهایت من که فکر نمی کردم احمد با این ضربه چاقو به قتل برسد در همان محل یکی دیگر از معتادان را دیدم که نشسته بود، از او خواستم کلید منزلش را جهت مصرف مواد به من بدهد! هنگامی که کلید را از او گرفتم شوکت هم همراه من به منزل «ه» آمد ولی من که اضطراب داشتم دوباره به نزد مادر احمد بازگشتم و با یک داستان ساختگی چنین وانمود کردم که «شوکت» احمد را به قتل رسانده و الان نیز متواری شده است هست. از سوی دیگر با فرار «شوکت» داستان مرا همه باور کردند و احتمال می دادم کارآگاهان نیز به دنبال شوکت باشند.

با وجود این، احتیاط می کردم و به منزل ام نمی رفتم تا این که آخر هفته گذشته هنگامی که به طور پنهانی وارد منزلم شدم ناگهان کارآگاهان روی سرم ریختند و دستبندها را بر دستانم حلقه زدند.

خمار بودم چیزی نفهمیدم! / قاتل جوان 20 ساله

در پی اعترافات صریح متهم 48 ساله و به دستور قاضی «کاظم میرزایی» این پرونده در اختیار کارآگاهان اداره جنایی قرار داده شد تا بررسی های بیشتری در این باره صورت گیرد.

واژه های کلیدی: اداره | خراسان | داستان | خراسان رضوی | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs